خاطرات

ـ وقتي کسي رو دوس داري،حاضري جون فداش کني
ـ حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني
ـ به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي
ـ رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي
ـ وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه
ـ فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه
ـ قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني
ـ خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني
ـ حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم
ـ حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو
ـ حاضري هر چي دوس نداشت ، به خاطرش رها کني
ـ حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني
ـ حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات
ـ به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات
ـ وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري![]()
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان