خرید بک لینک

??چه خوشبختم از اينکه با خيالت زندگي کردم 


کنارِ آرزوهـاي محالت زندگي کردم


 


هواي شعرهايم نم نمِ بي وقفه ي ِ باران 


شمالي بودم اما با جنوبت زندگي کردم


 


ملالي نيست جز آهي که ميگيرد سراغت را 


خدا را شکر، عمري با ملالت زندگي کردم


 


پر از تاريک روشن هاي ِ تو هر قرص ماهي را 


به خود کردم حرام و با هلالت زندگي کردم


 


لسان الغيب با شاخه نباتش خوب مي فهمد 


چه عاشق پيشه با هر بيت ِ فالت زندگي کردم


 


برايم هر دقيقه بي تو بودن مثل ِ سالي بود 


شبي صد سال با تحويل ِ سالت زندگي کردم


 


دو چشمم خيره بر در بود شايد باز برگردي 


چه درصدها که من با احتمالت زندگي کردم


 


چه شبها جاي ِ خالي ِ تو در آغوش، خابم برد 


ميان ِ خابها با شور و حالت زندگي کردم


 


پس از اين مرگ اگر آمد، خوش آمد هيچ حرفي نيست 


که من خوشبخت، عمري با خيالت زندگي کردم.

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 5:03

صفحه بندی