خرید بک لینک

تو که باشی... بهانه لازم نیست... آنقدر خراب لحظه دیدار می شوم... که هر کودکی از رنگ رخسارم سر درون را می بیند... چشمهای فریبکارم، فریب می خورند... نگاهی که فقط زل می زند به سمت و سوی صداها... و تصاویری که محوند و شطرنجی... و درون عطش زده ام... که شعله هایش از گلو شراره وار بیرون می زنند و خشک می کنند زبانم را... همه تو را می خواند... آخ، تو که باشی... چقدر کودک وار دستم رو می شود!!! چقدر شیرین رسوا می شوم!!! چقدر بیداری هایم به حجم پرتنش رویاهای شبانه شبیه می شود!!! واااااااااااای، تو که باشی...

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 21:03

صفحه بندی