بيا که موي تو را بر نسيم بُگذارم
که درد و غصه و غم را ، عقيم بگذارم
بيا عزيز دلم ! تا که باز با لبخند
دوباره ، آخر اسم تو ، "ميم" بگذارم
اگر جنون مني ، لازم است بعد از اين
تو را مقابل عقل سليم بگذارم
من از دل تو نخواهم گذشت اگر حتي
که سر به روي کلوخ و گليم بگذارم
بيا ، اگر تو نباشي ، دوباره مجبورم
که نام وضعيتم را "وخيم" بگذارم
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان